نقدی کوتاه بر سریال زمانه حسن فتحی
113 بازدید
تاریخ ارائه : 2/23/2013 1:09:00 PM
موضوع: ارتباطات

نقدی کوتاه بر سریال زمانه حسن فتحی

ازدواج موقت راهکار یا بن­ بست؟

   سریال زمانه به کارگردانی حسن فتحی از جمله سریال­های پرمخاطب تلویزیون در زمان پخشش می­باشد.طرح موقعیت برادرکشی در پرداختی نو توانست از همان قسمت­های اول مخاطب­های فراوانی راجذب کند.اما رفته رفته ورود حوادث پی درپی وعشق­های متعدد مسیر داستان را به سمت داستان­های عامه­ پسند تغییر داد، تا مخاطب خاص را که از کارگردان توقع تکرارکارهای زیبا و ارزشمند گذشته راداشت نا امید کند.

   از عوامل جذابیت این اثرمیتوان به طرح موضوعاتی چون؛انسان ودغدغه­های امروزی او، اجتماع، خانواده، اشک­ها ولبخند­ها، وصال وفراق، مرگ وزندگی، فقروثروت، بخشش وانتقام، زشتی دروغ، انعکاس اعمال،‌ دام­ها و دانه­هایی که سد راه خوشبختی هستند اشاره کرد.همچنین استفاده از تضادها وتقابل­هایی چون عشق به نفرت، فقر به ثروت، غم به شادی، ناامیدی به امید، مدعی به محکوم، مطرودی که باورودش بزرگتر وحلال مشکلات  خانواده میشود زیبا وپند آموز است. بازی خوب بازیگران و لوکیشن­های زیبا، نزدیک بودن به خواست مخاطب، از آن جهت که به مشکلات و مسائل جوانان پرداخته را می توان از دیگر عوامل جذب مخاطب دانست.

   علی­رغم تلاش صاحب اثربرای خلق روایتی اجتماعی واخلاقی نکاتی مورد اغفال وکم­ توجهی قرار گرفته که با روح اعتقادات دینی وفرهنگی ما مغایرت دارد. به تعدادی از ان­ها اشاره می­شود؛

نکته اول:

   والدین پشتیبان وراهنمای فرزندان در تنگنا­ها ومشکلات زندگی هستند.در این سریال پدر ومادرها غیر منطقی ومنفعل عمل می کنند.آن­ها مشاور وحامی خوبی برای فرزندشان نیستند و هیچ درکی از شرایط جامعه و فرزندان خود ندارند.پدر ومادر درباور ما انسان­هایی سرد وگرم چشیده وبا تجربه هستند.از آنان توقع می رود درقبال خبط وخطای فرزند احساس مسئولیت کنند ونهایت سعی وتلاش خود را برای حل بحران به وجود آمده مبذول دارند.حال اگر آن­ها به جای حل مشکلات با هر تلنگری بشکنند وفرو بریزند از جوانان چه توقعی باید داشت؟

نکته دوم:

      شخصیت اصلی زن خانم وکیلی است، که علی رغم حضور در دادگاه­ها ورصد دعاوی مختلف وداشتن تجربه کافی از مشکلات اجتماع وبرخلاف نظر دوستان وخانواده تسلیم تب تند عشق می شود.او خود مقدمات ازدواج پنهانی وفوت نامه جعلی پدر را حاضر می کند. و وقتی دروغ بزرگ او شیرازه­ی نازک زندگی مشترک راپاره می کند، تبدیل  به موجودی سبوع می شود که تنها سودای او گرفتن انتقام است.رابطه­ی عادی ومزورانه­ی او بامرد های متعدد به فاصله­ی کوتاه از اتمام رابطه قبلی بدون رعایت موازین شرعی وپردازش این شخصیت به عنوان انسانی پر خطا  وغیر قابل اعتماد را نمی توان حمایت از خانواده یاجامعه­ی زنان دانست.خاصه این که علاوه بر دروغ، فریب  وانتقام جوئی بی منطق و فاقد احساس مسئولیت است، تا جائی که خود را دراتفاق های پیش آمده مقصر نمی داند.او چند بار در موقعیت های متفاوت می گوید ؛نمی دونم چرا من از هر راهی می­رم آخرش بن بسته.

نکته سوم:

   شروع روایت با بهزاد این تصور وتوقع را بوجودمی آورد که او شخصیت اصلی و محوری باشد.اما ورود ارغوان به داستان سنگینی بار روایت و کنش­ها را تا انتها  بر دوش او می اندازد تا شخصیت مرد عملا تبدیل به موجودی منفعل گردد.او علی رغم این که در موضع انفعال است، باید تا پایان روایت تقاص خطای غیر قابل بخشش (از دید صاحب اثر) خود را پس دهد.

نکته چهارم:

   از هم پاشیدن یک زندگی فاجعه­ی بزرگی است که اثرات سوء فراوان وغیر قابل انکاری را بر افراد ذی ربط می گذارد.لذا لازم است عمیق تر و واقعی تر به مسائل حادث از جدائی، قبل وبعد از آن برای خانواده و جامعه پرداخت. انسان ها در دنیای حقیقی با مشکلات واقعی زندگی می کنند. بخشش یا انتقام شاید مرهمی بر آلام روحی فاجعه زده باشد. اما راهکار و راه برون رفتی برای او و مخاطب نیست. بررسی های کارشناسی شده و روبه رو کردن مخاطب با مشکلات حقیقی این پدیده شوم می تواند به جامعه در تقابل و گذار از ان کمک کند.

نکته پنجم:

   واکاوی یک مسئله فقهی یا حکم دینی و به چالش کشیدن آن از سوی مؤلف و سازنده هر اثر هنری نیازمند بررسی و مطالعه بیشتر آن به لحاظ دینی و اجتماعی و بازخوردهای آن قبل و بعد از ساخت اثر است، تا خدای نکرده نتیجه نقض غرض و دفع مطلوب نباشد. طرح این مسئله که ازدواج موقت وپنهانی برای دو جوان که دارای شرایط ازدواج رسمی هستند، کار پر دردسر و ناپسندی است سخنی حکیمانه است. اما دو قربانی به عنوان مجازات و تنبیه، غرامت سنگینی است. قربانی سومی هم هست، عمه خانواده که حاصل ازدواج موقت است و به خاطر انکار شدن از سوی برادرانش محکوم به تنهایی است. این تفکر را می توان در سریال­ها  و فیلم­های  دیگری چون تا ثریا که قربانی همسر ثریاست ویا زندگی خصوصی که قربانی زن و جنین اوست و آثاری مشابه مشاهده کرد. این تلاشهای هم سو، جهت کشته سازی و این همه تاکید بر ویران گر بودن یک حکم دینی به نام ازدواج موقت برای چیست؟ آیا ازدواج موقت وسیله­ایست برای تطمیع بوالهوسی عده ای سودجو یا راهکاری برای حفظ و تحکیم بنیان خانواده و حفظ حیا و عفاف عمومی جامعه؟ آیا می توان قبول کرد که اسلام به عنوان یک دین عالی و کامل در مقابل بزنگاههای جامعه و نیازهای غریزی بشر سکوت کرده و راه متقن و درستی برای حل مشکل ارائه نداده باشد؟

نکته ششم:

   اگر مهم­ترین وظیفه­ی رسانه رافرهنگ­سازی بدانیم بدیهی است که باید نسبت به آبشخور  این فرهنگ حساس باشیم. عادی نشان دادن رابطه­ی اینترنتی وپیامک بازی میان دختر وپسر ونصب عکس عروس و داماد  در جائی غیر از اتاق خواب شخصی مغایر با فرهنگ دینی و عرفی ماست. لازم به ذکر است این مسئله در سریال­های دیگر نیز مشاهده شده است.این گونه مسائل را می توان از مصادیق تهاجم فرهنگی  وتغییر سبک زندگی دانست. حال آن که طبق فرمایشات مقام معظم رهبری رسانه­ی اسلامی باید به عنوان قدرت نرم و ترویج کننده­ی سبک زندگی اسلامی در نوک پیکان این تقابل فرهنگی باشد.